پاره ای از رفتارهای تحقیر آمیز مسلمانان نسبت به بهدینان (زرتشتیان) ایران.
بر گرفته شده از خاطرات شادروان ارباب کیخسرو شاهرخ.
--------------------------------------------
اوضاع و احوال زرتشتیان ایران، به خصوص در یزد و کرمان، به حدی ناهنجار بود که آنها حتی حق نداشتند لباس آبرومندی به تن کنند.
مردان قبا می پوشیدند و حتی در زمستان گیوه به پا می کردند.
اجازه نداشتند سوار اسب،خر یا قاطر شوند و وسیله ی دیگری هم برای حمل و نقل وجود نداشت.
در روزهای بارانی می بایست مواظب باشند که به یک فرد مسلمان نزدیک نشوند و یا با او تماس بدنی برقرار نسازند.
در غیر این صورت تا حد مرگ کتک می خوردند.
زرتشتیان غالبا در خیابان ها مورد ضرب و شتم مسلمانان قرار می گرفتند.
به هنگام خرید در بازار نبایستی به خوراکی ها یا میوه ها دست می زدند.
مردان زرتشتی معمولا یک دستمال بزرگ یا شال همراه خود داشتند. آنها وقتی برای دیدار با یک مسلمان به خانه اش می رفتند آنرا زیر پای خود پهن می کردند تا فرش "نجس!"{از دیدگاه مسلمانان} نشود. {مسلمانان} زرتشتیان را گبر یا مطیع الاسلام می خواندند.
زرتشتیان حق پوشیدن پالتو یا نوعی عبا را نداشتند که مسلمانان به تن می کردند.
مردان زرتشتی سرهای خود را با نوعی عمامه به رنگ خامه ای تیره به نام «نخودی» می پوشاندند.این سر پوش عذاب آور صرفا برای ناراحت کردن آنها باب شده بود.

ترجمه یسنا هات 28
28/6
ای راستی و ای اندیشه ی نیک ،
به سوی من آیید ،
و بخشش دیرزیوی را به من ارزانی دارید .
و تو ای مزدا اهورا ،
با سخنان راستین خود ،
به زرتشت نیروی مینویی و شادمانی ،
و به همه ی ما توانایی ده ،
تا بر آزار و ستیز دشمنان خود چیره گردیم .
28/7
ای راستی ،
بخشش را که پاداش اندیشه ی نیک است ،
به ما ارزانی دار .
و تو ای پارسایی ،
آرزوهای گشتاسب و پیروان او را بر آورده ساز .
و تو ای مزدا ،
به ما توانایی بخش ،
تا پیام تو را به همگان برسانیم .
28/8
ای اهورا ،
ای تو بهترین و بهتر از همه ،
و با بهترین راستی ها هماهنگ ،
به دل از تو می خواهم ،
به فر شوستر دلیر و دیگر یارانم ،
اندیشه ی نیک را برای همیشه ببخشایی .
28/9
ای مزدا اهورا ،
ای راستی ،
و ای اندیشه ی نیک ،
با بخششی که به من دارید ،
هرگز شما را نمی آزارم ،
و می کوشم که ستایش خود را
به شما نیاز کنم ،
که شما توانایی مینویی ،
سزاوار و درخور ستایشید .
28/10
ای مزدا اهورا،
آرزوی کسانی را
که راست و نیک اندیش و درست کردارند ،
و تو آنها را می شناسی ،
برآورده ساز .
من نیک می دانم که تو ،
نیایشهایی را که از دل برآید ،
و برای انجامی نیک باشد ،
پاسخ خواهی گفت .
28/11
ای مزدا اهورا،
با آوای خود ،
بر خرد و اندیشه ی من ،
که با این نیایش ها ،
راستی و اندیشه ی نیک را برای همیشه نگاهبانم ،
بیاموز و بازگوی که
در آغاز ،
هستی و آفرینش چگونه پدیدار گشته است ؟
#مهندس #موبد_کامران_جمشیدی
تاریخ میهن من هزاران ساله است، تاریخی پر فراز و نشیب.
تاریخی که آغاز آن، بنا بر برخی روایتها با #کیومرس یا #گی_مرد یا #گیومرد در جای نخستین انسانهاست (زیرا که گی یا جی همان جان است و زندگی بخش روی زمین یا زن، و مردش که مرد است، پس نخستین زن و مرد بودند) و بنا بر دیگر روایتها با ییم و ییما یا جم و جما و یا همان #جمشید (که اینها نیز جفت بودند و زن و مرد بودند).
هر دو این نمادها، هم نماد نخستین مردم بودند و هم نخستین پادشاه، یا آبادگر. کیومرس آغاز بدور هم آمدن مردم نخستین و بههم آمدن نخستین هازمان(:جامعه) بود و جمشید آغاز پیشرفت و بهبود زندگی آن هازمانها و تکامل بخشی به آنها. این هر دو نیز با پروردگار ایران پیمان داشتند.
کیومرس بدست اهریمن کشته شد لیک از تخمهی او مردم روییدند و زندگی بخشیده شد.
جمشید پس از آبادیهای بسیار بهخود مغرور شد، از پیمان سرپیچید و خودخدایی کرد که در تاریخ ایران پیامدش فروفتادن و به دو نیم شدن خود و سرنگونی و نگونبختی مردم بود و انیرانی از دشت نیزهداران، ذهاک نام ماردوش را زمانی دراز بر میهن چیره ساخت. اما ذهاک نیز سرانجام بدست همین مردم سرنگون گشت و در دماوند کوه به زنجیر کشیده شد.
پادشاهان آمدند و رفتند. یلان و پهلوانان آمدند و رفتند. پیامآوران و پیامداران آمدند و رفتند و این میهن و این مردم، ایرانیان، ماندند و باز، پشت بر خداوندان خود داشته، گاتها و اوستا بر لب، پادشاهان و پهلوانان پروردند. لیک، از آنجا که دوره، دورهی اندرهم بودن تاریکی و روشنایی است، اهریمنی و اهریمنان نیز از همان آغاز بودند و هستند. این دو نیز، همانا پهلوانان و اهریمنان، همواره در ستیز بوده و هستند.
با همهی اینها آنچه که همین تاریخ به ما میآموزد آن است که تا هنگامیکه تاریک اندیشی و گمراهی در دل یک ایرانی افتاده و رو در رویش باز یک پهلوان و گرد ایرانی ایستاده، باز آرامش و راستی بزودی بهجای خود بازگشته است لیک هر آنگاه که این تاریکی و اهریمنی از ناخودی و انیرانی آمده، خرابی و ویرانیاش چندین برابر و دراز زمانتر بوده است.
نمونههایش بسیارند، از تورانیان نخستن گرفته که پشتههای زیادی از ایرانیان را به جنگ و نبرد کشاندند و نیروی یلان بسیاری را گرفتند تا سرانجام شکست خورده و دست از دست درازی به میهن برداشتند تا اسکندر گجستک و نفرین شده که کشت و سوزاند و نابود کرد و دههها پشتیهایش ماندند تا آنها را نیز یلان پارتی به بیرون پرت کردند.
تا آنکه اهریمن
#اشوزرتشت_خردمند_ایرانی در #گاتها درباره پدید آمدن جهان هستی، آفرینش، نیرو، جان، روان، روشنایی، تاریکی، بدی، نیکی، دروغ، راستی، خرد، دانایی، رهایی، دادگری، برابری، آرامش، آبادانی، شادمانی، خوشبختی و... پرسشگر هستند.
در این پست سخنان #اندیشه_برانگیز اشوزرتشت و پرسشهای او را از گاتها در اینجا میآوریم:
«ای اهورا از تو پرسشی دارم، بهراستی مرا آگاه نمایید که چه نیرویی نگهدارنده زمین در پایین و سپهر در بالا که بهسوی نشیب فرود نیاید؟ کیست آفریننده آب و گیاه؟ کیست آنکه به باد وزش و به تیره ابر بارانزا تندروی بخشید؟ ای مزدا چه کسی آفریننده منش پاک است؟»
#گاتها_هات۴۴بند۴
"""""""""""""""""""
«ای اهورا این را از تو میپرسم، بهراستی بر من آشکار سازید که پدید آورنده و آفریننده روشنایی و تاریکی کیست؟ کیست که خواب و بیداری را نیز فراهم کرد؟ کیست پدید آورنده بامداد و نیمروز و شب که آدم دانا را به انجام خویشتنکاری و آرمان زندگی فرا خواند؟»
#گاتها_هات۴۴بند۵
"""""""""""""""""""
«ای اشا کی به تو خواهم رسید؟ ای وهومن کی تو را خواهم شناخت؟ کی با کسب دانش و خرد راستین راه اهورایی را پیدا خواهم کرد که پیروی از مزداست؟ با سخنان پاک و گفتار نیک بدکاران و گمراهان را راهنمایی خواهم کرد».
#گاتها_هات٢٨بند۵
"""""""""""""""""""
«کی و چه وخت اشا(راه راستینی) و وهومن(اندیشه نیک و خرد) و خشترا(نیروی مینویی و اهورایی) بهسوی من خواهند شتافت؟ ای مزدا کی آیین تو را انجمن بزرگ مغان خواهند پذیرفت. ای اهورا اکنون که برای ما یار و پشتیبان رسیدهاست ما هم آماده خدمتگزاری و نیرو رسانی هستیم».
#گاتها_هات٢٩بند١١
-------
انجمن مغان
#مفهوم_واژه ی_میترا_و_مهر
فرهنگ ایرانی و فرهنگ زرتشتی آنچنان گسترده و دامنه دار است که هر گوشه ای از آن را بنگریم با دریایی از دانستنی ها روبرو می شویم که یکی از دلکش ترین و ژرفترین آنها همین واژه ی “میترا” و “مهر” است.
میترا در زبان اوستایی میثْرَ Mithra ، در زبان سانسکریت میتْرَ Mitra می باشد به چم نگاهبانِ عهد و پیمان. ریشه ی این واژه “میث” Mith می باشد به چم دیدار و ایجاد یگانگی و اتحاد. زمانی که اقوام گوناگون آریایی یا هند و ایرانی در کنار یکدیگر می زیستند، به خدایان گوناگون باور داشتند. بزرگترینِ این خدایان “وارونا” نام داشت که خدای آسمان و بزرگ بود و پس از او میترا بود که مقام دوم و دستیار را داشت و همانگونه که از نامش پیداست خدای عهد و پیمان بود. او بر پیمانهایی که میان اقوام گوناگون بسته می شد تا بتوانند در کنار هم درآشتی و آرامش زندگی کنند، دیده بانی می کرد.[۱] او خدایی بود بسیار نیرومند و بسیار مورد بزرگداشت، بگونه ای که آنچه که او نماد آن بود یعنی “پیمان” و نگاهداری و وفای به آن از نیرومندترین ویژگی ها و فروزه های فرهنگی ـ شخصیتی ایرانیان به شمار می آمد و میترا خدای مهر و دوستی و پیمان بود. کسانی را که پیمان می شکستند “میترا دروج (دروغ) ” می گفتند و آن گناهی بس بزرگ بود بگونه ای که پیمان شکنان را زیر نام میترا سزا و کیفر می دادند. این بود که میترا آرام آرام نقش خدای نبرد و جنگ را به خود گرفت. با گذشت زمان و در اوستا نام میترا به “مهر” برمی گردد و افزون بر ایزد یا نماد پیمان و راستگویی و دوستی، نماد نور و روشنایی نیز می شود. در وداها[۲] نیز این خدا به معنای دوست و همدم و یاری کننده آمده است.
پیدایش اشو زرتشت و تاثیر او بر #مهرپرستی
اشو زرتشت که در حدود چهار هزار سال پیش، هنگام پادشاهی شاه گشتاسب کیانی برای نخستین بار پیام یکتاپرستی را به گوش مردم جهان رسانید، کوشید تا پرستش اهورا مزدا را جایگزین چندگانه پرستی نماید. بنابراین مهر یا خدای آفتاب را چون دیگر خدایان آریایی از پایگاه خدایی فرود آورد.
در گاتاها که سروده ها و آموزش های اشوزرتشت است هیچ کجا نامی از آنهمه خدایان گوناگون نیست بلکه همه جا از اهورامزدا، خداوند جان و خرد، یگانه آفریدگار و پروردگار و پیش برنده ی جهان نام برده می شود. براستی که دگرگونی بزرگی که اشو زرتشت در انسانها پدید آورد گذر از پندارگرایی به اندیشه گری بود. پس خدایان گوناگون دیگر جایی در خرد و اندیشه ی نیک انسانها نداشتند و این اکنون فروزه های خدایی و یا بنیان های زندگانی بودند که بنیان پیام و آموزش های پیامبر بودند.