☆ جایگاه چهار آخشیج ☆
چهار آخشیج(:عنصر): آب - آتش - هوا - خاک، در باور زرتشتیان سپند و ارجمند است. برخی از آنها در اوستا نیز یشت ویژه خود را دارند.
هر زرتشتی خویشکاری(:وظیفه) دارد در پاسداری و پاک نگاه داشتن و درست بهره بردن از این آخشیج ها درزاستار(:طبیعت) کوشا باشد.
هوا:
هوا یکی از چهار آخشیج بوده که برای زندگی همه جانداران نیاز و بایسته است. آلودن هوا پیامدهایی جبران ناپذیر بر زندگی گیاهان و جانوران دارد.
در گاهشمار ویژه مزدیسنان، روز بیست و دوم ماه به نام باد است که این ایزد در اوستا "وایو" نامیده شدهاست و در رام یشت ستوده شده است.
آب:
نماد گیتایی خورداد امشاسپند است و پس از آتش، سپنتد ترین آخشیج درباور زرتشتیان است. یشت پنجم که بلندترین و کهنترین یشتهاست،" آبان یشت" نامیده میشود.
ایرانیان باستان آب روان را آلوده نمی کردند. ایزد نگهبان آب ها در اوستا، "اردویسور آناهیتا" نام دارد. دهمین روز از گاهشمار زرتشتی نیز آبان است.
خاک:
خاک یا زمین نماد چهارمین امشاسپند " سپنته آرمیی تی" است. در اوستا "زامیاد یشت" در بزرگداشت این آفریده نیک اهورایی سروده شدهاست. خاک نیز مانند سه آخشیج دیگر چون در زندگی سودمند است، در تراداد (:سنت) زرتشتی ستوده شدهاست.
در ایران باستان، آبادانی وکشت و کار در زمین را کاری شایسته وکشاوزی را کاری پسندیده می دانستند و آنرا به دیگر کارها برتری میدادند چنانکه در سرودی ازاوستا "کسی که گندم میکارد راستی میافشاند".
بیست و هشتمین روز از گاهشمار زرتشتی بهنام زامیاد، بهچم (:معنی) زمین است.
آتش:
نماد مادی اردیبهشت امشاسپند وهمانند سه آخشیج دیگر درباورمزدیسنان ارج وارزش ویژه ای دارد. آتش تنها آخشیجی است که پاک کننده بوده ولی آلوده نمیشود.
در داستان هوشنگ ازشاهنامه، آریاییان در زمان پیشدادیان، راه افروختن آتش را یافتند و شیوه مهار کردن آنرا آموختند و از آن زمان، دگرگونی شگرف در چگونگی زندگی مردم پدید آمد و این رویداد از آن روزگار جشن سده نامیده میشود.
ایرانیان به روزگاراشوزرتشت نیز آتش را به پیروی از سنت نیک نیاکانشان درآتشکده ها نگهداری کردند وهمانند درفشی ورجاوند (:مقدس) تاکنون فروزان نگاه داشته اند.
نیاکان ما، اهورامزدا (:دانایی وآگاهی بیکران هستی مند) را شیدان شید(:سرچشمه روشنایی ها) دانسته و نورِ آتش را پرتوی از فروغ اهورایی میدانند. بنابراین زرتشتیان نیز به پیروی از نیاکان خود به هنگام نیایش، رو به سوی روشنایی می کنند تا بدین شیوه روشنایی درون خویش را فروزان تر گردانند. نهمین روز هر ماه درگاهشماری زرتشتی "آذر"(:آتش) نام دارد. موبد نیکنام
☆ گنجینه اوسـتـا☆
اَوِستا نسکی(کتابی) بسیار کهن است که پیش از اشوزرتشت هم بوده است و تا پایان دوران ساسانیان هم آن را نگاشتهاند. اوستا نوشتار و سرودههای نیاکان ماست که همانا دانشنامه ایرانیان بوده که در روزگار باستان ٢١نسک داشته و هماکنون دارای پنج بخش است. بخشهای اوستا براین پایهاند:
١- یَسنه یا یسنا سرودهها و سخنان خود اشو زرتشت شناخته شده با نام گاهان که در اوستا گنجانده شده است.
٢- یشتها = درباره سرودههای نیایشی است که با ارزشترین و مهمترین ادبیات مزدیسنا است و ۷۲تا سروده هست. سرودههایی در ستایش مزدا اهورا و ایزدان گوناگون. این سرودهها بن مایه مهمی برای استورهشناسی ایرانی بهشمار می روند که فردوسی توسی در شاهنامه خود از آنها به بزرگی یاد کرده است.
٣- وندیداد = دربرگیرنده دستورهای دینی و مسایل بهداشتی است. در وندیداد باور به داشتن بهداشت و جلوگیری از بیماریها. شأن دارایی. کمک به دیگران. ازدواج. کاروکوشش در زندگی است. وندیداد نسک دینی زرتشتیان نیست و اندیشه اشوزرتشت در آن نقشی نداشته است اما دارای دانش ارزشمندی است که نشان می دهد در زمانی که قومهای دیگر جهان به گونهی نیمه وحشی زندگی می کردهاند و برای بهدست آوردن خوراک و جای زندگی همانند جانوران به یکدیگر می تاختند و کشتارهای خونین انجام می شده است، چگونه نیاکان ما به دنبال قانونگذاری در بخشهای گوناگون بهداشتی، درمانی، اجتماعی و دیگرها بودهاند. وندیداد بخش بزرگ آن بسیار کهن است و به باور بسیاری، اوستا جزو منابع کهن پیش از زمان اشوزرتشت می باشد که در هزارههای بعد و در زمان اشکانیان و ساسانیان به مجموعه این نسک به اشتباه هم افزوده شده و از باب استورهشناسی و تاریخی تنها می تواند آنها را خواند و باره پژوهش قرار گیرد.
۴- ویسپرد = سرودههای نیایش مزدیسنی و آیینِ شش گهنبار است و مجموعهای از افزوده های یسنا است.
۵- خردهاوستا = اوستای فشرده شده یا گلچینی از نیایشهای اوستا که گزیدهای از متون: یسنا ، ویسپرد ، یشت و متنهای کوتاه و نیایشهای کوتاه مانند پنج نیایش است. این مجموعه به عنوان نسک نیایش برای استفاده روزانه در نظر گرفته شده است. باور بر این است که این نوشتار را موبد آذرپاد ماراسپندان در زمان ساسانیان به عنوان نوشتار دینی به نگارش در آورد که در برگیرنده مجموعهای از نیایشهاست.
رنگهای پرچم ایران از نگاه زرتشتیان
رنگ سبز
در آیین زرتشتی و فرهنگ ایرانی، رنگ سبز نشانه زندگی، بالندگی و سربلندی است. در دین زرتشت، رنگ سبز بسیار سپند(مقدس) است تا جایی که عروس بیشتر لباس سبز میپوشد و پارچهی توری سبز رنگ روی سر میاندازد و داماد، کلاه به رنگ سبز بر سر دارد و روی شانهی راست، دستمال سبز میاندازند و روی آن کشتی قرار میدهند. حتی سفرهای که در برابر عروس و داماد گسترده میشود سبز رنگ است.
رنگ سفید
در آیین زرتشتی، رنگ سفید نشانهی پاکی است و در اوستا نیز به عنوان رنگ وهومن و نماد دین بدان اشاره شده است. در اسطورههای ایرانی آمده است که زمانی زرتشت سرگرم اجرای آیین دینی بهار بود و در کنار رودخانه داینی به نیایش میپرداخت، پس از چهارمین بار که از آب بیرون آمد، بهمن را از سمت جنوب دید که به سوی او میآید و شاخه سفیدی در دست داشت که نماد دین بود. موبدان لباس سفید بر تن دارند. در سوگواریها همگان لباس سفید میپوشند.
رنگ سرخ
در آیین زرتشتی، رنگ سرخ نماد ایزد مهر و دمیدن خورشید است. از سویی رنگ آتش است که آتش در نزد زرتشتیان سپند است.
نام روز و ماه در آیین زرتشتی
هر روز یک مانترا
هر روز نو که از خواب برمی خیزیم نام روز و مینش (مفهوم) آن را به یاد آوریم و آن را مانترای روزمان بگذاریم. شاید که در آغاز بیشتر به آن بیندیشیم و اگر پیگیر باشیم به جایی می رسیم که دیگر نیازی به اندیشیدن نیست بلکه خود، آن می شویم.
۱ـ اهورا مزدا Ahurâ Mazdâ/ اورمَزدUrmazd : اهورامزدا، خداوند جان و خرد، جان جانان، خرد خردها، سرآغاز، سرانجام، بُن هستی، اوج هستی، همۀ هستی
۲ـ وُهومَنَ Vohumana/ بَهمنBahman : اندیشه نیک، نیک منشی، نیک نهادی، گوهر خرد، خرد شاد، یکی از نمادهای سپنتایی بودن جان و زندگی (روز نَبُر)
۳ـ اشَه وَهیشتَه Asha vahishta/ اَردیبهشتArdibehesht : بهترین راستی و پاکی، حقیقت و واقعیت، هنجار هستی، قانون دقت، هر کس و هر چیز در جای درست و شایستۀ خود، هماهنگی، تراز و همسنگی (تعادل) …
۴ـ خشَترَ وَئیریَه Xshathra vairya/ شهریورShahrivar : شهریاری برگزیدنی،چیرگی بر نفس خویش، سازندگی، آبادانی
۵ـ سپنتا آرمیتی Spentâ ârmaiti/ سِپَندارمَذ Sepandârmazd : آرامش افزاینده، فروتنی و مهر پاک، باروری و زندگی افزایی
۶ـ هَئوروَتاتَ/ خوردادXordâd : همه شدن، رسایی یافتن، درستی تن و روان، بهتر شدن، خوش زیستی، شاد باشی
۷ـ اَمِرِتاتَ / اَمرداد Amordâd : بیمرگی، جاودانی، همیشگی، بی زمانی، دیرپایی
(هئوروتات امرتات / خرداد امرداد : رسایی همیشگی، بهتر شدن همیشگی، خوش زیستی دیرپا، شادی جاودانی)
۸ـ دی به آذَر Dey be âzar [1]: آفریدگار آتش
۹ـ آذرÂzar : آتش، فروغ و روشنایی، روشنایی خرد، گرمای جان بخش، نیرو و انرژی، آتش آفریننده، آتش درون هستی، نماد اَشَه
۱۰ـ آبانÂbân[2] : آب ها، مایۀ هستی، مایۀ پاکی و پالودگی، نماد خرداد، به هم آمیزندۀ نیروهای درونی برای رسایی یافتن و رسیدن به روشنایی، نمادِ خرداد
۱۱ـ خور [۳] Xor خورشید، آفتاب، سرچشمۀ آتش و گرما و زندگی
۱۲ـ ماهMâh[4] : ماه آسمان، یکی از نمادهای سپنتایی بودن جان و زندگی (روز نَبُر)
۱۳ـ تیرTir[5] : ستاره تیر (تیشتر)، ستاره باران، نماد بارش و سرسبزی، نماد آخشیج و سپهر (طبیعت)
۱۴ـ گوش(گِئوش)Goush (Geush) : گیان (جان)، کیهان (جهان)، مردم، یکی از نمادهای سپنتایی بودن جان و زندگی (روز نَبُر)
۱۵ـ دی بمهرDey be Mehr : آفریدگار (سرآغاز پیدایش) مِهر
۱۶ـ مهرMehr[6] : نیروی کشش، نیروی چسبانندگی و آشتی میان همه و هتا همیستارها (متضادها)، نیروی به هم نگاهدارندۀ یگانگی هستی، دوستی، پیمان و وفای به آن
۱۷ـ سُروشSoroush[7] : شنیدن آوایدرون،ندایوجدان، نگاهبان جان در تاریکی ها
۱۸ـ رَشنRashn[8] : دادگری، دادخواهی، دادگستری
۱۹ـ فروردینFarvardin : فروهر[۹]، نیرویپیشرفت
۲۰ـ وِرَهرام [۱۰]Vrahrâm/ بهرامBahrâm : پیروزی
۲۱ـ رامRâm[11] : رامش، شادمانی، یکی از نمادهای سپنتایی بودن جان و زندگی (روز نَبُر)
۲۲ـ باد Bâd[12] : باد، هوا، مایۀ بنیادین زندگی
۲۳ـ دی به دینDey be Din : آفریدگار (سرآغاز پیدایش) بینش / وجدان
۲۴ـ دینDin[13] : بینش درونی، وجدان
۲۵ـ اَرْد (اشی)Ard (Ashi) : خوشبختی،دارایی
۲۶ـ اَشتادAshtâd : راستی، افزایندگی
۲۷ـ آسمانÂsmân : آسمان
۲۸ـ زامیادZâmyâd : زمین، نماد سپنت آرمیتی
۲۹ـ مانْتْرَهسِپَندMântra sepand : سخنان رشد دهنده و افزاینده (گاتاها) گفتار پاک و نغز
۳۰ـ اَنارامAnârm[14] : رامش و آرامش بی کرانه
موبد کامران جمشیدی