*اشنایی با زرتشت و زرتشتیان*
*اشنایی با زرتشت و زرتشتیان*

*اشنایی با زرتشت و زرتشتیان*

《راستین》

《جشن تیرگان》

☆جشن تیرگان☆(3)


دکتر هوشنگ طالع

 

نام آرش در اوستایی ، ارخش و صفت او ، خشویوی ایشو ( سخت کمان یا دارای تیر تیزرو ) است. در پهلوی شباکتیر و در آثار الباقیه ، ارش و در مجمل التواریخ و القصص ، شیواتیر و در « ویس و رامین » ، آرش کمانگیر است  . 

مسالهی تثبیت مرزهای ایـران وتوران در تیریشت ، در قالب داستان زیبای « آرش » بلورینه شده است .  در تیریشت میخوانیم :

تشتر ، ستارهی رایومندِ فرهمند را میستاییم که شتابان به سوی دریای فراخ کرت بتازد ، چون آن تیر در هوا پران که آرش تیرانداز بهترین تیرانداز ایرانی ، از کوه ایریوخشوث به سوی کوه خوانونت بینداخت ...  

پس آنگاه ، آفریدگار اهورامزدا ، بدان دمیده پس [ ایزدانِ ] آب و گیاه و مهر فراخ چراگاه ، آن [ تیر ] را راهی پدید آوردند . 

آنگاه ، اهورامزدا بدان دمید [ وامشاسپندان ] و مهر فراخ چراگاه ـ هر دو ـ آن [ تیر] را راهی پدید آورد . 

اشی نیک و بزرگ و «پارند» سبک گردونه ، با هم از پی آن روان شدند تا هنگامیکه آن [تیر] پران بر کوه «خوانونت» فرود آمد و درخوانونت به زمین رسید . 

در این میان : 

مردم روستای تاشقورگان در فلات پامیر  بر این باوراند که تیرِ آرش ، برتنه ی درختی در این روستا نشسته است .  مردم روستای تاشقورتان ، این درخت را « درخت آرش» می نامند .

گزینش ونگرش: موبدکورش نیکنام

"ریشه ی واژه ایران"

☆ ریشه واژه ایران☆


هشتاد و دو سال از نامگذاری ایران میگذرد.

در فروردین سال ۱۳۱۴ خورشیدی طبق بخشنامه وزارت امور خارجه و تقاضای دولت وقت ، نام رسمی ایران ( به جای پرس ، پرشیا و غیره ) برای کشور ما انتخاب شد . در مغرب زمین از قرون وسطی ، ایران به نام هایی از قبیل : پرس ( فرانسوی ) ، پرشیا ( انگلیسی ) ، پرسیس ( یونانی ) نامیده شده است . اسمی که امروز" ایران " گفته می شود بیش از ۶۰۰ سال پیش " اران " Eran تلفظ می شد .

سعید نفیسی در دی ماه ۱۳۱۳ نام " ایران " را به جای " پرشیا " پیشنهاد کرد . این نامگذاری در آغاز مخالفانی نیز داشت و براین باور بودند که در " پرشیا " فرهنگ و تمدنی نهفته است که نمی توان آن را حذف کرد و شناخته شده و بین المللی نیز هست ؛ اما حامیان نامگذاری ایران ، اعتقاد داشتند که واژه ایران بسیار کهن و بر اقتدار سیاسی کشور می افزاید .


" واژه ایران " بسیار کهن و قبل از آمدن آریایی ها به سرزمین مان اطلاق می شد و نامی تازه و ساخته و پرداخته نیست . پروفسور آرتور اپهام پوپ ( ۱۹۶۹ – ۱۸۸۱ میلادی ) ایران شناس مشهور امریکایی در کتاب " شاهکارهای هنر ایران " که در سال ۱۳۳۸ توسط دکتر پرویز خانلری به زبان فارسی ترجمه شده است ، می نویسد : « کلمه ایران به فلات و توابع جغرافیایی آن حتی در هزاره پیش از آمدن آریاییان نیز اطلاق می شود ».


واژه " ایران " از دو قسمت ترکیب شده است . قسمت اول به معنی اصیل ، نجیب ، آزاده و شریف است . قسمت دوم به معنی سرزمین یا جا و مکان است .

در شاهنامه فردوسی بارها کلمه " ایران " به کار رفته است . ده ها بار ترکیباتی نظیر : بزرگان ایران ، بر و بوم ایران ، ایران و توران ، ایران و روم ، ایران زمین ، شهر ایران ، ایران و انیران و نیز بیش ۳۵۰ بار " ایرانی و ایرانیان " .

معنی واژه " ایران " سرزمین آزادگان است . فردوسی در شاهنامه در باره خوی آزادگان ( ایرانیان ) چنین می سراید :


تو با دشمن ار خوب گفتی رواست / از آزادگان خوب گفتن سزاست


دکتر محمد معین ( ۱۲۹۳ – ۱۳۵۰ ) ادیب و سخنور نامی ایران در خصوص ریشه واژه ایران می نویسد : « اصل و ریشه Arya هر چه باشد ، این قدر واضح است که این کلمه به تداعی،معانی بسیار را به خاطر می آورد . مللی که متعلق به بخش خاوری هند و اروپائیان بودند ، خود را بدین نام مفتخر می دانستند . آرین Aryan از واژه آریا Arya مشتق است . اجداد مشترک ملل هند و ایران خود را بدان نام معرفی می کردند . واژه ایران ، خود از همین ریشه آمده است »


دکتر بهرام فره وشی ( ۱۳۰۴ – ۱۳۷۱ ) ایران شناس و استاد پیشین دانشگاه تهران در خصوص ریشه واژه ایران می نویسد : « ایران در زبان اوستایی به صورت ائیریه Airya و در زبان فارسی باستان اریه Ariya آمده است . در اوستا هم نام قومی ایرانی به معنی شریف و نجیب و اصیل است . این واژه در زبان ایرلندی کهن هم به همین معنی است . قسمت اول کلمه ایرلند Ir – Land به معنی نجیب و شریف و قسمت دوم آن به معنی سرزمین است . ایرلند به معنی سرزمین نجباست »


برگرفته از جستار" چگونه ایران شدیم ؟" مجتبی انوری.

ترجمه سنگ‌نبشته خشایارشاه در وان ترکیه:


اهورامزدا خداییست بزرگ، بزرگترین خدایان
که زمین را آفرید
که آسمان را آفرید
که مردم را آفرید
که شادی را برای مردم آفرید
که خشایارشا را شاه کرد
یگانه فرمانروای بسیاری
من خشایارشا، شاه بزرگ، شاه شاهان
شاه مردمان بسیار
شاه در این زمین دور و پهناور
پسر داریوش شاه هخامنشی
گوید خشایارشا: داریوش شاه که پدرم بود، به خواست اهورامزدا بناهای زیبایی ساخت و او دستور داد این کتیبه کنده شود.
اما نوشته‌ای در آن کنده نشد
پس از آن من دستور دادم این نوشته کنده شود.
باشد که اهورامزدا و خدایان دیگر مرا نگاه دارند، شهریاری مرا، و آنچه که من ساخته‌ام.


آیا در دین زرتشتی احکام و شریعت وجود دارد؟


احکام یا شریعت به گونه ای که در مذاهب ابراهیمی آمده، در دین زرتشتی وجود ندارد. اشوزرتشت در سروده های خود، گاتها سخنان و پندهایی را بیان میکند اما نه به گونه احکام یا دستورات. او در مورد پاکیزگی، بهداشت، پیشگیری و درمان، پاسداشت طبیعت، دادگستری و قوانین اجتماعی سفارشاتی میکند اما در بینش زرتشتی، چگونگی گزینش خوراک، خوردن وآشامیدن، جامه پوشیدن، شستشوی تن و بدن،  پاکیزگی تن و مکان زندگی و مانند اینها را به دانش زمان و خرد افراد واگذار کرده است. زیرا بسیاری از این دستورها به دانش روز و فرهنگ ملی مردم بستگی دارد. 

 در ایران باستان در هر دوره قوانینی بر اساس دانش و آگاهی آن روزگار تعیین شده و در نسک های گوناگون تدوین شده بود. مثلا قوانین پزشکی و بهداشت و قوانین مربوط به پاسداشت طبیعت و حقوق حیوانات و... در کتاب "وندیداد" بر اساس دانش آن روز تدوین شده بود. همچنین قوانین حقوقی مانند قانون ازدواج و طلاق، قانون ارث، قانون خرید و فروش ملک و... در کتاب ماتیکان هزار دادستان با توجه به ساختار اجتماعی آن روز تدوین شده بود.