.
《نیایش یَتا اَهُو (اَهونَ وَر)》
یَتا اَهو وَئیریُو.
اَتا رَتوش. اَشات چیت. هَچا..
وَنگهِئوش. دَزدا. مَنَنگهُو.
شیَئُوتَنَه نام . اَنگِه اوش. مَزدایی..
خشَترِم چا. اَهورایی آ .
ییم . دریگُوبیُو. دَدَت. واستارِم..
*****************
برگردان:
همانگونه که اَهو(سرور هستی) برگزیده است،
به همانگونه نیز، رَتو(رَد یا بزرگ دین) نیز به خاطر اَشویی(راستی و پاکی) که دارد برگزیده شده است.
بخشش وهومن(اندیشه نیک) از آنِ کارهای زندگانی برای مزدا(دانای بزرگ) می باشد.
و خِشتِرا(شهریاری) برای اهورا است
و ویژه کسی است که به درگوها(نیازمندان) پناه دهد.
*****************
این نیایش از دیگر نیایش هایی هست
که یک زرتشتی باید آن را از بَر باشد
زیرا که در نماز ها،بارها خوانده می شود
اَشم وهو و یثااهو را حتما از بر کنید
.
《سِپنتامینو و اَنگِره مینو》
اشوزرتشت آموزش می دهد که در
سرشت آدمی دو گوهر یا ذات مینوی
و نادیدنی نهفته است. یڪی سپنتامئینیو
که پرتوی از ذات اهورامزدا است و آن
سرچشمه همه نیڪی ها، پاکی ها و شادی هاست
و دیگری انگرمئینیو (در زبان فارسے اهریمن) ڪه
نماد شر، پلیدی و ویرانگری است.
آن دو گوهر که یڪی خوب و دیگری بد
است با یکدیگر دشمن رقیبند و به سان
مرگ و زندگی، سیاه و سپید در دو قطب
مخالف قرار دارند و هیچگونه سازشی در میانشان
ممکن نیست. آنها در نهاد آدمی
بدون حرکت و فعالیت، همانند رویا در
حال آرامش و خفتگی آفریده شده اند و
هیچ حرکت و انرژی از آنها برنمی آید
(نگاه کنید به هات ۳۰،گاتها).
انسان که در اندیشه و گفتار و کردار خود
دارای آزادی و اختیار است اگر سپنتامئینیو
و نفس پاک را برگزیند و از آن یاری و
پشتیبانی بخواهد به سوی راستی و
حقیقت (اشا) رفته است. اگر انگرمئینیو (اهریمن)
یعنی ذات شر و پلیدی را برگزیند
و از آن یاری بجوید به سوی فساد و
نادرستی گرایش جسته و کارش جز
ویرانگری و تبهڪاری نیست. در اینصورت انسانی
گناهکار و کژاندیش خواهد شد.
نخستین سفارش زرتشت که بارها تکرار
می شود آنست که اهورامزدا روان آفرینش و
جهانیان را مورد حمایت و کمک سپنتامئینیو
قرار دهد تا بسوی اشا و راستی
گرایش یابد، سپس خشنود و خوشبخت شود.
.
《بهشت و دوزخ در دین بهی》
.
درکهنترین کتاب مدون دینی که تاکنون به دست آمده
و گاتها نامیده میشود وکتاب آسمانی
ما زرتشتیان است، اشوزرتشت برای نخستین بار
این باور را مطرح مینماید که جهان از دو بخش
گیتی ومینیو تشکیل شده که باهم و درهم بوده
و از یکدیگرجدا نیست. انسان به سبب برخورداری
از خرد و وجدان و روان و فروهر، موجودی مینوی
است و چون«من» دارد، میتواند از مرز غریزه بگذرد
و منِ خود را کامل در اختیار گرفته، به سوی
هومنی یا اهرمنی هدایت کند. پس «روان» که مانند
چشم و گوش و زبان، جای ثابتی نداشته،
سکان بدن را در اختیار دارد، مسوول است
و باید پاسخگو باشد و پادافره رفتار خویش را هم
در این گیتی و هم در جهان واپسین،
بر پایه هنجاری که در هستی بهدقت برقرار است
و قانون اشا نامیده میشود، دریافت کند و درحقیقت،
هرکس همان میدرودکه می کارد.
در باور زرتشتی، فروهر پس از مرگ به اصل خویش،
اهورا مزدا باز میگردد. درحالیکه روان،
در روز چهارم پس از مرگ از بدن جدا میشود
و در دادگاه عدل الهی به داوری مهر و سروش
و رشن و اشتاد محاکمه میشود و در
وهیشتم مینیو(بهشت) یا در اچیشتم مینیو(دوزخ)،
جای میگیرد و پس از کیفر پادافره خویش
که بیشینه سی سال طول خواهد کشید،
در گروسمان یا خانه نور و سرود، به فروهر خویش میپیوندد.
به همین سبب است که بهدینان مرگ را پایان
زندگی ندانسته، نازندگی یا شکل دیگری از زندگی
میدانند، ازاینرو پس از درگذشت عزیزانمان،
پرسه میگیریم وسیاه نمیپوشیم و گریه
و زاری زیادی نمیکنیم. البته بهشت
(بهترین جای مینوی که درتصور میگنجد) و
دوزخ(خانه دروغ) در باور زرتشتی، جایی مینوی است
که جزییات آن از درک انسان خارج است،
وهمه پادافره، چه خوشآیند وچه ناراحتکننده،
جنبه فیزیکی و تنبیه یا تشویق بدنی نداشته، روحی وروانی است.
***********************
.
《مفهوم نور و آتش در دین زرتشتی》
#موبد_اردشیرخورشیدیان :
هزاران سال پیش اشوزرتشت، اشا و هنجار هستی را شناخت و اساس خود را بر یکتا پرستی استوار کرد.
نماز را نیاز بشر و تنها سزاوار اهورا مزدا
(دانای بزرگ هستی بخش) دانست.
اشوزرتشت خداوند را «شیدان شید» دانسته
و در همه ذرات طبیعت در تجلی میبیند
و بر اساس این باور، پرستشسوی(قبلهی) زرتشتیان را نور قرار داده است.
زرتشتیان در شبانهروز پنج بار با تنی پاک
و روانی آماده رو به سوی نور،
بامداد رو به خاور(شرق)،
پسین رو به باختر(غرب)
و شبها در مقابل ماه یا آتشی سوزان
یا شمعی یا چراغی روشن ایستاده
و نمازهای بایسته را به اهورامزدا
پیشکش مینماید.
آتش در دین زرتشت نماد راستی است
چراکه آتش تنها مادهای است که پلیدی را به خود نمی گیرد و همیشه و در همه حال به سوی بالا میرود و ماهیت اصلی خود را حفظ میکند و خود میسوزد و جهانی را گرما و نور میبخشد
اَشَوَنها یا راستیجویان نیز همانند آتشِ آتشکده در همه حال یکسان و یکرنگ بوده،
خود را به پلیدیها نمیآلایند و نور و شادی
و گرما و انرژی به جامعه میبخشند.
آریاییها همزمان با اشوزرتشت، در مناطق شمالی ایران که بسیار سرد و زمستان طولانی داشت، زندگی میکردند و آیین بیشتر مردم طبیعتپرستی بود و چون همه به آتش برای روشنایی و گرم کردن خانه و کاشانه و پختن غذا و غیره نیازمند بودند و کبریت نیز وجود نداشت و فراهم کردن آتش بسیار سخت و وقتگیر بود، آتش در محلی به نام آتشکده همیشه روشن نگاه میداشتند.
اشوزرتشت پیامبر، وجود این مکان را بسیار لازم و حیاتی تشخیص داد و با اضافه کردن آتش آتشکده با آتش 16 طبقه اجتماع
(آهنگر و مسگر و نانوا و خانهدار و .... ) مفهومی معنوی به آن بخشید و به صورت پرچمی سپنتایی(مقدس) درآورد.
زرتشتیان آتش موجود در آتشکده را نماد موجودیت خود یا به عبارتی پرچم و درفش دین زرتشت با چندین هزار سال هویت ملی و دینی و فرهنگی خود میدانند و بهوسیله موبد آتشبند (آترَوَن) ، همیشه روشن نگاه میدارند.
آتشکدهها در طول تاریخ علاوه بر نیایشگاه زرتشتیان مجتمع دینی، فرهنگی و اجتماعی
نیز بوده است.
پرستشسو یا قبله جهتی است که پیروان هر آیینی در سراسر جهان همواره رو به سوی آن به نیایش خدا میپردازند
.
《اشوزرتشت》
آموزگار راستی:
اشوزرتشت پیام آور ایرانی، گاهداد (:تاریخ) بسیار درخشانی دارد که هویت ملی نیرومندی به آن داده است. یکی از ستارگان درخشانی که مسیر حرکت وپیشرفت رابرای مرتوگان (:مردم) این کشور روشن ساخته است.
برخی از ایرانشناسان بزرگ، «زرتشت» را به چم (:معنی) «ستاره زرین» دانستهاند. «موبد آذرگشسب»، «زرتشت» را به چم کسی که چهرهاش از نور اهورایی میدرخشد، آورده است.
پیام اشوزرتشت راستی، درستی، مهربانی، کار، تلاش، آزادی گزینش است. اشوزرتشت سرنوشت انسان را از نگاه وپندار نادرست کاهنان به درآورد و گزینش راه زندگی را برپایه خردمندی ودانایی استوار ساخت.
یکی از ویژگیهای بیهمتای اشوزرتشت، جهانی اندیشیدن اوست. خدای او که اهورامزدا نام دارد، به چم "دانایی وآگاهی بیکران هستی مند" است. خدایی یگانه و دانش پایه که همه تیره ها (:اقوام) و نژادها، آن را پذیرا می باشند. به جز نابخردانی که از دانش وآگاهی پرهیز می کنند وبه پندارهای نادرست وابسته اند.
پرسش اینجاست که اشوزرتشت کیست؟ او در سرودهایش "گات ها" میفرماید: «ای مزدا آنگاه که تو را با دیده دل نگریستم،
با درپرتو اندیشه خود دریافتم،
که تویی سرآغاز و تویی سرانجام …
و آن گاه تو را به خوبی شناختم
ای اهورامزدا (: دانایی وآگاهی بیکران)،
که وهومن (:اندیشه نیک) به سویم آمد،
از من پرسید، تو کیستی؟ به او پاسخ دادم
منم زرتشت و تا آنجا که در توان دارم،
دشمن دروغ و پاسدار راستی خواهم بود.»
از دیدگاه اشوزرتشت، اهورامزدا در سرشت هستی آمیخته شده وبا همه چیز هستی همگون وهمراه است، با این نگرش، مرتو (:انسان) نیز که در این هستی گام نهاده ذره ای از فروزه اهورایی است که چنانچه با اراده خویش در راه پیشرفت اشا (: هنجار راستی درهستی) گام بردارد، دوست ویار اهورامزدا خواهد بود.
بینش زرتشت هر مرد و زنی را آزاد و دارای اختیار میداند که بین نیروی نیک وسازنده (سپنتامینو) و نیروی ویرانگر واهریمنی (انگره مینو) یکی را برگزیند. آموزگار ایرانی سفارش میکند که دانا، سپنتامینو را برگزیند تا به پاداش او آرامش وشادی روان باشد. شایسته نیست تا مرتوی دانا به انگره مینو روی آورد تا رنج روانی داشته باشد.