*اشنایی با زرتشت و زرتشتیان*
*اشنایی با زرتشت و زرتشتیان*

*اشنایی با زرتشت و زرتشتیان*

《راستین》

«پرسه همگانی»

شیوه برگزاری پُرسه همگانی در میان زرتشتیان ایران!


پُرسه های همگانی به یاد جانباختگان راه ایران برگزار میشود. شیوه برگزاری آن در درشهرهای بزرگ به اینگونه است که زرتشتیان به هنگام بامداد درتالار آدریان گردهم می آیند. خانواده هایی هم که در یکسال گذشته، درگذشته ای داشتند، حضور پیدا میکنن و اگر دهشی هم دارند با خود میاورند. نخست موبدان به نامگانه همه درگذشتگانی که در آن سال فوت کرده اند، آفرینگان میخوانند. سپس مردم با دیدار از خانواده های تازه درگذشتگان، به آنان آرامشباد میگویند. برخی از باشندگان با خود شاخه هایی ازبرگ سبزگیاه مورد وشمشاد، اندکی عود، کندر وچوب سندل را باخود می آورند و درکنار سفره پرسه می گذارند و پس از اوستاخوانی، بوی خوش بر آتش میریزند.


در روستاهای زرتشتی نشین، پرسه همگانی به هنگام بامداد تا نیمروزدر خانه کسانی که دریکسال گذشته، درگذشته ای داشته اند، برپا میشود. در تالار رو به خاور که "پسکم مس" نام دارد، سفره ای گسترده می شود که روی آن میوه، لُرک (خشکبار هفت مغز) و کاسه ای از پودر قهوه با اندکی آرد نخود وکمی پودر قند وپودر هل، نبات و خوراکی های دیگر قرار میدهند. آتشدانی از آتش نیز درکنار سفره است وپیوسته کندر وچوب خوشبو به آن می افزایند تا بوی خوش در هوا آکنده شود.


به هنگام پسین روز پرسه همگانی همه به آرامگاه درگذشتگان می روند. موبدان درکنار سفره ای از لرک و میوه با سرایش بخش هایی از اوستا که آفرینگان دهمان نام دارد به روان وفروهر همه درگذشتگان درود می فرستند.

«معرفی کتاب»

معرفی کتاب:


ارداویراف نامه، ترجمه و تحقیق ژاله آموزگار


ارداویراف‌نامه نام یکی از کتاب‌های نوشته شده توسط ویراف به زبان پارسی میانه است که از پیش از اسلام به جا مانده است.


مضمون کتاب، اعتقادات عامهٔ ایرانیان پیش از اسلام دربارهٔ آخرت است. "ویراف" نام یکی از موبدان عهد ساسانی است. وی نویسنده کتابی دربارهٔ سفرش به دنیای پس از مرگ است. این کتاب با نام ارداویراف نامه یا ارداویراف نامک به زبان پهلوی از وی به یادگار مانده است.


ویراف مقدس، نام یکی از موبدان که به عقیده پارسیان صاحب معراج بوده و ارداویراف نامه معراج نامه اوست.




«معرفی کتاب»

معرفی کتاب:


آذربرزین نامه، تصحیح و ترجمه رضا غفوری، مـنـظـومه‌ای حماسی به زبان فارسی، در بحر متقارن، به تقلید از شاهنامۀ فردوسی، دربارۀ آذربُرزین، پسر فرامرز و نوادۀ رستم، از سلسلۀ روایات مربوط به خاندان گرشاسب (مانند گرشاسپ‌نامه، بانو گُشَسب‌نامه، شهریارنامه، بُرزونامه) است.


هنگامی که فرامرز، پدر آذربرزین، در سیستان به دست بهمن کشته شد، آذربرزین در هندوستان می‌زیست و چون از جنگ میان بهمن و فرامرز باخبر شد، به یاری پدر شتافت «و نزدیک لشکرگاه بهمن از دریا برآمد و لشکر بهمن را از آنِ پدر خود پنداشت و دوست‌وار به جانب آن رفت و گرفتار شد. بهمن او را با خود از سیستان سوی بلخ برد، لیکن در میان راه، رستم تورگیلی، یکی از پهلوانان آن روزگار، به یاری او آمد و وی را از بند رهایی داد.


آذربرزین پس از رهایی از بند بهمن با او به جنگ برخاست و میان او و بهمن کارزارها رفت، تا سرانجام، پادشاه کیان به حصاری پناه برد و آخر کار به صلح با آذربرزین تن در داد؛ آذربرزین جهان پهلوان او گشت»



«لولوبیان»

لولوبیان


نام قبایلی که ظاهرا بخش وسیعی از کوهها و کوهپایه های بخش 


علیای دیاله تا دریاچه ارومیه را اشغال کرده بودند.از پادشاهان آنان 


آنوبانی نی را می شناسیم که سنگ نبشته اش در سر پل زهاب


 بر روی صخره ای کشف شده است و مربوط به قرن 22 پیش از میلاد 


است.از نوشته مزبور چنین بر می آید که این قبایل در نیمه دوم هزاره 


سوم پ م دارای دولت بوده و جامعه ای طبقاتی داشته اند.ریشه اکدی


 و ایلامی کلمه لولوبی نشان میدهد که این قبایل ظاهرا با ایلامیان 


قرابت داشته اند .در متون آشوری آنها را به نام زاموا میشناسیم.


اسنادی که به لولوبیان اشاره دارند


علاوه بر سنگ نگاره آنوبانینی که اثری از خود لولوبیان است حکومتهای 


همسایه نیز به آنها اشاراتی دارند که به شرح زیر است


حکام لولوبی در زمان نارام سین در تنگه قراباغ(معبر پاگان امروزی)


 در جنوب شهر زور با بابلیها جنگیدند و شکست سختی خوردند. نارام


 سین شرح ماجرا را در صخره ای در این تنگه در حدود 2500 پ م 


نگاشته است. البته در حدود 1200 پ م این سنگ پس از فتح بابل


 توسط مادها به شوش منتقل شد و شوتروک ناحونته حاکم ایلام


 نیز شرح پیروزی خود بر بابل را به آن به خط ایلامی اضافه کرد


در قراردادهای سلسله دوم اور که در سال 1984 در تل براک کشف شد


 اشارات زیادی به لولوبیان شده است. برخی از این الواح مربوط به


 همان سالی است که پادشاه اور به ولایت شمیروم و لولوبیان حمله


 کرده و آنها را غارت کرده است. 


در الواح افسانه آفرینش بابلی که حاکی از وحشت و ترس بابلیان


 از گوتیان است آنوبانی نی به صورت حیوانی عظیم الجثه کشیده


 شده است و او را شهریار شهر کوشه دانسته اند.



«مادها»

دین مادها


تاریخ ماد از نظر دین به دو دوره قبل و بعد قرن هفتم پیش از میلاد تقسیم میشود.


در متون آشوری چند بار از دین مادها و فرهنگهای همسایه آنها مانند 


ماناییها نام برده میشود. مثلا به ربودن خدای ماناییها اشاره شده


 است( بت). شکل این بتها را از مفرغهای لرستان و گنجینه زیویه 


میتوان بازسازی کرد. این شمایلها هیچ ارتباطی با دین زرتشت ندارند 


و بیشتر همخانواده دین مردم بین النهرین آشوریها و هوریان است 


.یکی از ایالات مادی نیز بیت ایشتار نام داشت. بسیاری از فرماندهان


 مادی که در منابع آشوری نام آنها آمده است نامهای اکدی داشتند 


در شرق ایران دین اهورایی معتبر بوده است. نامهای مادی عمدتا کلمات


 اهوره - مزدا - بگ را همراه داشته اندو نیز ترکیباتی از آتش مانند 


آذر-آتور - آتر . 


دوره دوم دین مادها دوره مشهور به مغان است که تعلیمات زرتشت


 فراگیر شده است. بحث در مورد مغان وریشه یابی آنان بسیار است.


 آنها قومی از اقوام مادی بودند که ظاهرا به دین زرتشت گرویده اند و 


به گسترش آن پرداخته اند. هرچند نمیتوان ظهور زرتشت را دقیقا در


 این دوره دانست.