*اشنایی با زرتشت و زرتشتیان*
*اشنایی با زرتشت و زرتشتیان*

*اشنایی با زرتشت و زرتشتیان*

《راستین》

《Zoroastrierverfolgung》

Als Zoroastrierverfolgung bezeichnet man eine systematische, gesellschaftliche und/oder staatliche Benachteiligung und existentielle Bedrohung von Menschen zoroastrischen Glaubens im Iran. Die bis zur islamischen Expansion im 7. Jahrhundert vorherrschende Religion des Iran hat heute –, nach Jahrhunderten der Unterdrückung und Auswanderung –, noch etwa 30.000 Gläubige, die in der Provinz Yazd, der Stadt Kerman und Teheran ansässig sind.[1][2]

《کشتار زرتشتیان در طول تاریخ》

آزار زرتشتیان نوعی آزار دینی است که پیروان مزدیسنا را هدف قرار می‌دهد. آزار زرتشتیان بارها در طول تاریخ این دین رخ داده‌است. آزار و تبعیض علیه پیروان زرتشت از زمان تغییر اجباری دین شروع شد. مسلمانان آتشکده‌های آنان را ویران کردند و زرتشتیان را مجبور به پرداخت جزیه کردند.[۱] عبادتگاه‌های آنان هتک حرمت شد، معابدشان ویران گشت و مسلمانان به جای آنان مسجد ساختند. بسیاری از کتابخانه‌هایشان سوزانده شدند و بسیاری از آثار فرهنگیشان از بین رفتند. به‌تدریج قوانینی وضع شدند که رفتار زرتشتیان را مشخص می‌کرد و مشارکت آنان در اجتماع را محدود می‌ساختند. با گذشت زمان، آزار زرتشتیان گسترش یافت و تعداد زرتشتیان رو به کاهش گذاشت.[۱] بیشتر زرتشتیان تحت تبعیض و آزار سیستماتیک مسلمانان مجبور به تغییر دین خود می‌شدند. هنگامی که یک خانوادهٔ زرتشتی به اجبار مسلمان می‌شد، فرزندانش به مدارس اسلامی فرستاده می‌شدند تا زبان عربی بیاموزد و دین اسلام را فراگیرد. در مواردی روحانیون زرتشتی مسلمانان را علیه آنچه که بدعت‌گذاران زرتشتی می‌نامیدند یاری می‌کردند.[۱]

《جشنهای چهارگانه دیگان》

در گاهشمار زرتشتی در هر ماه جشنی داریم که با برابر شدن نام روز و نام ماه برگزار میشود. به این جشنها اصطلاحا جشنهای ماهیانه گفته میشود. ماه دی تنها ماهی است که در آن چهار جشن ماهیانه برگزار میشود. زیرا چهار روز از هر ماه به نام دی (دادار، آفریدگار) نامگذاری شده است.


روز نخست هر ماه که نام اورمزد یا اهورامزدا را بر خود دارد، و روزهای هشتم، پانزدهم و بیست و سوم هر ماه که به ترتیب دی به آذر (آفریننده آتش)، دی به مهر (آفریننده مهر و پیمان) و دی به دین (آفریننده وجدان) نام دارند. بنابراین، هر چهار روز فوق را در ماه دی، جشن دیگان مینامیم و به نیایش آفریدگار، اهورامزدا، میپردازیم.


در این شبها، خانواده گرد هم میایند و شبهای سرد و بلند زمستان را با سرایش اورمزدیشت، شاهنامه و حافظ کنار هم سپری میکنند.


جشنهای چهارگانه دیگان خجسته باد!



《ارامگاه اشو زرتشت 》

آرامگاه اشوزرتشت در کجا واقع شده است ؟

(نوشتار موبد اردشیر خورشیدیان)


تاریخ درگذشت اشوزرتشت روز خیرایزد و دی ماه برابر با پنجم ماه دی است، زرتشتیان چون به بقای روح و فروهر نیاکان خود باور دارند، اصولا پس از مرگ، علاقه زیادی به اینکه به سر مزار درگذشته بروند و شیون و زاری کنند، را ندارند، بنابراین برای زرتشتیان، مهم نبوده که اشوزرتشت در کجا دفن شده و همواره روح او را در کنار خود احساس می‌کنند و از روح و فروهر پاک اشوزرتشت برای پیشرفت کارهایشان کمک می‌خواهند و به دنبال محل آرامگاه اشوزرتشت نیستند.


ولی بنا بر اثبات بیشتر دانشمندان، آرامگاه اشوزرتشت، در استان بلخ افغانستان و در شهر مزار شریف است. همان جایی‌که بنا بر باور مذهب شیعه (بیشتر مردم شهر مزار شریف را شیعیان تشکیل می‌دهد)، آنجا مقبره حضرت علی است، در حالی‌که مقبره حضرت علی در عراق واقع است و از نظر تاریخی هرگز حضرت علی به افغانستان گذر نکرده است، و مزار شریف به خاطر این گفته‌اند که مردم می‌دانستند که یک مزار شریفی در شهرشان وجود دارد که برای حفظ آن بایستی یک نام مقدس و سپنتایی به آن بدهند.


نام قدیم شهر مزار شریف هم بلخ بوده و نام این استان هم اکنون هم بلخ است  و در اوستا بسیار آمده که بلخ محل پادشاهی شاه گشتاسب بوده که اشوزرتشت دین خود را ارایه و تبلیغ می‌کرده است، و در این شهر به شهادت رسیده است.


از این نوع کارها در ایران زیاد است، مانند لقب تخت سلیمان که به مقبره کوروش بزرگ داده‌اند یا نقش رستم یا تخت جمشید و غیره، که بتوانند این مکان‌ها را به خاطر احترام این افراد، از حمله دشمنان در امان دارند، که خوشبختانه موفق هم شده‌اند.



"توصیف فردوسی از شب چله"

توصیف فردوسی بزرگ از شب چله در آغاز داستان بیژن و منیژه

نبد هیچ پیدا نشیب از فراز
دلم تنگ شد زان شب دیریاز

بدان تنگی اندر بجستم ز جای
یکی مهربان بودم اندر سرای

خروشیدم و خواستم زو چراغ
برفت آن بت مهربانم ز باغ

مرا گفت شمعت چه باید همی؟
شب تیره خوبت بباید همی؟

بدو گفتم ای بت نیم مرد خواب
یکی شمع پیش آر چون آفتاب

بنه پیشم و بزم را ساز کن
بچنگ آر چنگ و می آغاز کن

بیاورد شمع و بیامد بباغ
برافروخت رخشنده شمع و چراغ

می آورد و نار و ترنج و بهی
زدوده یکی جام شاهنشهی

مرا گفت برخیز و دل شاددار
روان را ز درد و غم آزاد دار

جهان چون گذاری همی بگذرد
خردمند مردم چرا غم خورد؟

گهی می گسارید و گه چنگ ساخت
تو گفتی که هاروت نیرنگ ساخت

دلم بر همه کام پیروز کرد
شب تیره همچون گه روز کرد