*اشنایی با زرتشت و زرتشتیان*
*اشنایی با زرتشت و زرتشتیان*

*اشنایی با زرتشت و زرتشتیان*

《راستین》

«بهشت و دوزخ»

.

《بهشت و دوزخ در دین بهی》

.

درکهن‌ترین کتاب مدون دینی که تاکنون به دست آمده

 و گات‌ها نامیده می‌شود وکتاب‌ آسمانی

 ما زرتشتیان است، اشوزرتشت برای نخستین بار 

این باور را مطرح می‌نماید که جهان از دو بخش

 گیتی ومینیو تشکیل شده که باهم و درهم بوده 

و از یکدیگرجدا نیست. انسان به سبب برخورداری

 از خرد و وجدان و روان و فروهر، موجودی مینوی

 است و چون«من» دارد، می‌تواند از مرز غریزه بگذرد

 و منِ خود را کامل در اختیار گرفته، به سوی 

هومنی یا اهرمنی هدایت کند. پس «روان» که مانند

 چشم و گوش و زبان، جای ثابتی نداشته،

 سکان بدن را در اختیار دارد، مسوول است

 و باید پاسخگو باشد و پادافره رفتار خویش را هم

 در این گیتی و هم در جهان واپسین،

 بر پایه هنجاری که در هستی به‌دقت برقرار است

 و قانون اشا نامیده می‌شود، دریافت کند و درحقیقت،

 هرکس همان می‌درودکه می کارد.


در باور زرتشتی، فروهر پس از مرگ به اصل خویش،

 اهورا مزدا باز می‌گردد. درحالی‌که روان، 

در روز چهارم پس از مرگ از بدن جدا می‌شود

 و در دادگاه عدل الهی به داوری مهر و سروش

 و رشن و اشتاد محاکمه می‌شود و در 

وهیشتم مینیو(بهشت) یا در اچیشتم مینیو(دوزخ)،

 جای می‌گیرد و پس از کیفر پادافره خویش

 که بیشینه سی سال طول خواهد کشید،

 در گروسمان یا خانه نور و سرود، به فروهر خویش می‌پیوندد. 

به همین سبب است که بهدینان مرگ را پایان 

زندگی ندانسته، نازندگی یا شکل دیگری از زندگی 

می‌دانند، ازاین‌رو پس از درگذشت عزیزانمان،

 پرسه می‌گیریم وسیاه نمی‌پوشیم و گریه

 و زاری زیادی نمی‌کنیم. البته بهشت

 (بهترین جای مینوی که درتصور می‌گنجد) و 

دوزخ(خانه دروغ) در باور زرتشتی، جایی مینوی است 

که جزییات آن از درک انسان خارج است،

 وهمه پادافره، چه خوش‌آیند وچه ناراحت‌کننده، 

جنبه فیزیکی و تنبیه یا تشویق بدنی نداشته، روحی وروانی است.

***********************



«نور و اتش»

.

《مفهوم نور و آتش در دین زرتشتی》


#موبد_اردشیرخورشیدیان :


 هزاران سال پیش اشوزرتشت، اشا و هنجار هستی را شناخت و اساس خود را بر یکتا پرستی استوار کرد.

نماز را نیاز بشر و تنها سزاوار اهورا مزدا

(دانای بزرگ هستی بخش) دانست.


اشوزرتشت خداوند را «شیدان شید» دانسته 

و در همه ذرات طبیعت در تجلی می‌بیند

 و بر اساس این باور، پرستش‌سوی(قبله‌ی) زرتشتیان را نور قرار داده است.


زرتشتیان در شبانه‌روز پنج بار با تنی پاک

 و روانی آماده رو به سوی نور، 

بامداد رو به خاور(شرق)، 

پسین رو به باختر(غرب)

 و شب‌ها در مقابل ماه یا آتشی سوزان

 یا شمعی یا چراغی روشن ایستاده

 و نمازهای بایسته را به اهورامزدا

 پیشکش می‌نماید.


آتش در دین زرتشت نماد راستی است

چراکه آتش تنها ماده‌ای است که پلیدی را به خود نمی گیرد و همیشه و در همه حال به سوی بالا می‌رود و ماهیت اصلی خود را حفظ می‌کند و خود می‌سوزد و جهانی را گرما و نور می‌بخشد


اَشَوَن‌ها یا راستی‌جویان نیز همانند آتشِ آتشکده در همه حال یکسان و یک‌رنگ بوده،

 خود را به پلیدی‌ها نمی‌آلایند و نور و شادی

 و گرما و انرژی به جامعه می‌بخشند.


آریایی‌ها همزمان با اشوزرتشت، در مناطق شمالی ایران که بسیار سرد و زمستان طولانی داشت، زندگی می‌کردند و آیین بیشتر مردم طبیعت‌پرستی بود و چون همه به آتش برای روشنایی و گرم کردن خانه‌ و کاشانه و پختن غذا و غیره نیازمند بودند و کبریت نیز وجود نداشت و فراهم کردن آتش بسیار سخت و وقت‌گیر بود، آتش در محلی به نام آتشکده همیشه روشن نگاه می‌داشتند.


اشوزرتشت پیامبر، وجود این مکان را بسیار لازم و حیاتی تشخیص داد و با اضافه کردن آتش آتشکده با آتش 16 طبقه اجتماع 

(آهنگر و مسگر و نانوا و خانه‌دار و .... ) مفهومی معنوی به آن بخشید و به صورت پرچمی سپنتایی(مقدس) درآورد.


زرتشتیان آتش موجود در آتشکده را نماد موجودیت خود یا به عبارتی پرچم و درفش دین زرتشت با چندین هزار سال هویت ملی و دینی و فرهنگی خود می‌دانند و به‌وسیله موبد آتشبند (آترَوَن) ، همیشه روشن نگاه می‌دارند.


آتشکده‌‌ها در طول تاریخ علاوه بر نیایشگاه زرتشتیان مجتمع دینی، فرهنگی و اجتماعی

 نیز بوده است.


پرستش‌سو یا قبله جهتی است که پیروان هر آیینی در سراسر جهان همواره رو به سوی آن به نیایش خدا می‌پردازند

«اشوزرتشت»

.

《اشوزرتشت》

آموزگار راستی:


اشوزرتشت پیام آور ایرانی، گاهداد (:تاریخ) بسیار درخشانی دارد که هویت ملی نیرومندی به آن داده است. یکی از ستارگان درخشانی که  مسیر حرکت وپیشرفت رابرای مرتوگان (:مردم) این کشور روشن ساخته است.


برخی از ایران‌شناسان بزرگ، «زرتشت» را به چم (:معنی) «ستاره زرین» دانسته‌اند. «موبد آذرگشسب»، «زرتشت» را به چم کسی که چهره‌اش از نور اهورایی می‌درخشد، آورده است. 


پیام اشوزرتشت راستی، درستی، مهربانی، کار، تلاش، آزادی گزینش است. اشوزرتشت سرنوشت انسان را از نگاه وپندار نادرست کاهنان به درآورد و گزینش راه زندگی را برپایه خردمندی ودانایی استوار ساخت.


یکی از ویژگی‌های بی‌همتای اشوزرتشت، جهانی اندیشیدن اوست. خدای او که اهورامزدا نام دارد، به چم "دانایی وآگاهی بیکران هستی مند" است. خدایی یگانه و دانش پایه که همه تیره ها (:اقوام) و نژادها، آن را پذیرا می باشند. به جز نابخردانی که از دانش وآگاهی پرهیز می کنند وبه پندارهای نادرست وابسته اند.

 پرسش اینجاست که اشوزرتشت کیست؟ او در سرودهایش "گات ها" می‌فرماید: «ای مزدا آنگاه که تو را با دیده دل نگریستم،

با درپرتو اندیشه خود دریافتم،

که تویی سرآغاز و تویی سرانجام …

و آن گاه تو را به خوبی شناختم

 ای اهورامزدا (: دانایی وآگاهی بیکران)،

که وهومن (:اندیشه نیک) به سویم آمد،

 از من پرسید، تو کیستی؟ به او پاسخ دادم

منم زرتشت و تا آنجا که در توان دارم، 

دشمن دروغ و پاسدار راستی خواهم بود.»


از دیدگاه اشوزرتشت،  اهورامزدا در سرشت هستی آمیخته شده وبا همه چیز هستی همگون وهمراه است، با این نگرش، مرتو (:انسان) نیز که در این هستی گام نهاده ذره ای از فروزه اهورایی است که چنانچه با اراده خویش در راه پیشرفت اشا (: هنجار راستی درهستی) گام بردارد، دوست ویار اهورامزدا خواهد بود.


بینش زرتشت هر مرد و زنی را آزاد و دارای اختیار می‌داند که بین نیروی نیک وسازنده (سپنتامینو) و نیروی ویرانگر واهریمنی (انگره مینو) یکی را برگزیند. آموزگار ایرانی سفارش می‌کند که دانا، سپنتامینو را برگزیند تا به پاداش او آرامش وشادی روان باشد. شایسته نیست تا مرتوی دانا به انگره مینو روی آورد تا رنج روانی داشته باشد.



«اصول دین بهی»

.

《‌‎اصول دین بهی》 


۱-  باور به یکتایی اهورامزدا:


 خدایی که اهورا(هستی بخش) و مزدا (دانای بزرگ) است و این دو صفت بزرگی ودانایی هم آهنگ و از هم جدا ناشدن است . خدایی که درهمه جا ودر همه چیز درتجلی است. خدایی که هر چه را آفریده نیک و لازم و ملزوم یکدیگرآفریده و خلاصه خدایی که صفات کامل آن در نماز صدویک نام خدا شرح داده شده است: برهمه چیز آگاه، بر همه کارتوانا و بی نیاز و... .


۲- باوربه پیام آوری شوزرتشت: 


نخستین پیام آوری که پس از شک کردن به باورهای پیشینیان خود پس از ده سال در کوه اشیدرنه، از سوی اهورامزدا به پیامبری برگزیده‏ شد و از توحید و نبوت و معاد خبرداد و پیام خود را مانتره (برانگزینده اندیشه) نامید و از دین(دئنا) به مفهوم وجدان سخن به میان ‏آورد. باورهایی که ابتدا به مردم خود ارایه ‏نمود و آرام آرام دین او بخش بزرگی از این کره خاکی را در برگرفت و پیروان او مزدَیسنان یا مزداپرستان و بعدها بهدین و زرتشتی نامیده‏ شدند.


۳- باور به روان و جهان واپسین(جهان مینوی): 

یعنی بهشت و گروسمان(خانه راستی) و دوزخ(خانه دروغ).


۴- باوربه اشا(راستی): 

اشوزرتشت اولین کسی است که به وجود هنجار هستی(اَشا) پی‏ برد واز حاکم بودن قانون اشا در جهان هستی (گیتی و مینو) سخن‏ گفت. 

و فرمود انسان می تواند با خردخویش به قوانین طبیعت (اشا) پی‏ برده و از آن استفاده و یا سوءاستفاده نماید. 

وانسان تنها زمانی می تواند خوشبخت زندگی کند که قوانین اشا را به‏ درستی بشناسد و خود را با این قانون ابدی (اشا) هم‏آهنگ و همراه سازد و.....


۵- باوربه گوهرآدمی وآدمیت: 

برپایه آموزشهای اشوزرتشت تمام انسانها از هرجنس ونژادومذهبی دارای وجدان(دئنا) و خرد بوده و از جسم، جان، روان و فروهرِ بسیار بالنده تری نسبت به دیگرموجودات برخوردار 

می باشد و قدرت تشخیص نیک از بد و ارزش گذاری را داشته وآزادی کامل در انتخاب راه را دارند و سرنوشت خود را می‏سازند و دارای حقوق برابر می‏باشند و در مجموع «من» دارند ومی‏توانند «من» خویش را به هر صورتی که مایل باشند تغییر دهد و دارای بهترین منش«سپَنتَه من» یا بدترین منش«اَنگَرَه من» گردند و آموزش می‏دهد که وظیفه هر زرتشتی پیروی از «سپنته من» و مبارزه با تمام نیروهای اهریمنی یا«انگره من» است و... .

*************************

 

«اهورامزدا»

.

《اهورامزدا》


اهورامزدا از دوبخش کلی اهورا به چَم(معنی): 

هستی بخش و هستی مند + مزدا : 

دانای بزرگ بوجود آمده.

خود واژه مزدا از دوبخش مز(مَس) به معنای بزرگ

 و دا به چم(معنی): دانا می باشد.

اهورامزدا خدای یگانه ای است که جهان را 

بر پایه هنجار اَشا آفریده است.

****************************

همچنین موبد نیکنام  در پیشگفتار نسک: 

گاتها، نغمه های ایران باستان می نویسند:

واژه اهورامزدا را می توان: 

《دانایی و آگاهی بیکران هستی مند》 نامید.

دانش بیکرانی که هرگاه بخواهیم از او یاد کنیم

به اوپناه ببریم یا به او نزدیک شویم؛ بایستی دانش را

 در خویش افزون سازیم. ازخرد بهره بگیریم

 تا به دانایی دست یابیم. آنگاه به راز 

هستی وچیستی پدیده های ناشناخته پی خواهیم برد. 

آنچه تاکنون نشناخته، ندیده، درک نکرده ونشنیده ایم؛

 با ابزار دانایی وخرد همگانی، اندک اندک آشکار شود 

تا بدین سان با خداوند هستی همراه وهماهنگ شده باشیم.

دانش بیکران مزدا در همه حال و همه جا پشتیبان ما خواهد بود

چنانچه آن را در یابیم و به کار گیریم .

در بینش زرتشت پندار گرایی ، خرافه پرستی 

نادانی و اندیشه پوچ در زندگی بشر جایگاهی نخواهد داشت.


اهورا مزدا : دانای و آگاه بیکران در هستی است.

مرتو(انسان) با کسب آگاهی میتواند شناخت اهورامزدا 

وهستی را در پیش گیرد.